English Website E-Mail Contact Searcg login
  Send To Friends   Save Page
       اخبار و رسانه   > اقتصاد مقاومتی به معنی پرهیز از خام فروشی است

درد خام فروشی
اقتصاد مقاومتی به معنی پرهیز از خام فروشی است

ارسال شده در : دوشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۶

محمدحسن پیوندی، مدیرعامل تاپیکو، بزرگ ترین بحران در شستا و تاپیکو را نبود مدیران مجرب برای سال های آتی آن می داند. به اعتقاد او، تاپیکو برای آینده اش مدیر ندارد؛ او معتقد است باید برای جوانان برنامه داشت. او درباره تعریف اقتصاد مقاومتی تأکید می کند که اقتصاد مقاومتی در یک کلمه خلاصه می شود و آن است. به این معنی که خام فروشی نکنیم»  جلوگیری از خام فروشی« و پتانسیل های کشور را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآوریم.

 

تقریبا می توان گفت از آنجا که اصلی ترین منبع درآمدی کشور از محل نفت و محصولات پتروشیمی است و با توجه به اشرافی که شما در حوزه پتروشیمی دارید، کمی درباره پتروشیمی و الزاماتش برای اقتصاد مقاومتی صحبت کنید.  برداشت و تحلیل شما از اقتصاد مقاومتی چیست؟

به نظر من تعریف اقتصاد مقاومتی بسیار ساده تر از آن است که درحا لحاضر در جامعه، افکار، رسانه ها، مجالس و حتی در کنفرانس ها ارائه م یشود. هیچ لزومی ندارد ما این موضوع را تا این حد پیچیده کنیم. اقتصاد مقاومتی به نظرم در یعنی ؛ »جلوگیری از خا مفروشی  : « یک عبارت خلاصه م یشود اینکه خام فروشی نکنیم و پتانسی لهای کشور را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآوریم. در این تعریف همه آن تعاریفی هم که مقام معظم رهبری به عنوان درون زا و برون گرا گفتند، نهفته است؛ چه در بخش نفت، چه در بخ شهای دیگر. زمانی که خام فروشی م یشود، ارز شافزوده در خارج از کشور ایجاد می شود، اشتغالش در آنجا می ماند و کالای آماده مصرف وارد کشور می شود. به علاوه باعث م یشود منابع کشور هم بعد از این بیشتر صرف تجارت شود تا صرف تولید. اصولا معتقدم خا مفروشی معادل است با تولید ب یکاری!

 

فاصله بین پیوند پتروشیمی با خام فروشی را تا چه حد  ارزیابی می کنید؟

برای پاسخ به این سؤال باید گفت در سخ تترین شرایط، صنعت پتروشیمی را توسعه دادیم. یک زمانی است که کشور شرایط بسیار عادی و نرمالی دارد، یعنی نه هشت سال جنگ به شما تحمیل شده است و نه تحریم های سنگین آ نوقت باید توقع رشد و توسعه را داشت، اما در ایران این دو عامل در تمامی ارکان بسیار تأثیرگذار بوده است. صنعت پتروشیمی نیز از این ماجرا در امان نبوده و به شدت تحت تأثیر این دو عامل قرار گرفته و ما را به سمت تولید بیشتر برده است. در دوران جنگ تحمیلی اکثریت منابع لازم برای توسعه صنعت پتروشیمی یا در خلیج فارس بوده است یا در خوزستان یا در نوار غربی؛ اینها همه زیر آتش مستقیم دشمن بوده است؛ بنابراین نمی شد در این صنعت به توسعه دست یافت. اما مجموع این موارد باعث شد ما در صنعت پتروشیمی تا حدودی مستقل شویم و همچنین با ایجاد ارز شافزوده از خا مفروشی در این بخش پرهیز کنیم. با این تعابیر در واقع صنعت پتروشیمی مصداق کامل اقتصاد مقاومتی است.

 

میزان ارزش افزوده این صنعت چقدر است؟

ارزش افزوده در فرایندهای مختلف با هم متفاوت است؛ مثلا در تبدیل اِتان به اتیلن ارز شافزوده ۸۰ درصد هم م یتوانید داشته باشید، درباره گاز طبیعی همی نطور؛ زمانی که گاز طبیعی صادر شود، میزان صادرات شما در گاز طبیعی عدد بالایی نیست اما وقتی آن را به یک واحد متانول تبدیل کنید، ارزش افزوده زیادی خواهید داشت، اشتغالش در داخل کشور باقی می ماند و حجم زیادی ارز برای کشور دارد. در جریان تحریم سنگین، یکی از مواردی که عامل ثابت ارز بود، ارزهای پتروشیمی بود؛ همین الان هم تعیین کننده است؛ ما چه چیزی م یخواهیم از این بهتر؟!

به اصطلاح همین هنر تبدیل مس به طلاست.

 

یکی از انتقادات جدی به شستا و تاپیکو بی توجهی به صنایع پایین دست پتروشیمی است. نگاه حاکم در مورد شما تولید صرف و صادرات است. در این حالت به نظر نگاه اشتغال در تاپیکو کم رنگ است، این انتقادات را تأیید می کنید؟ و آیا برای صنایع پایین دستی هم برنامه دارید؟

من ماه سوم یا چهارم است که وارد تاپیکو شده ام و از همان ابتدا تاکنون مشغول برنامه ریزی برای همین اهدافی هستم که بیان کردید .صد درصد وارد این قضیه هم خواهیم شد ولی پیش از آن حجم زیادی کار هست که باید انجام بدهیم؛ الان در حال ساخت زیرساخت ها هستیم. وقتی به تاپیکو آمدم، گفتم باید به من اجازه بدهید ۳۰ تا ۳۵ نفر از بچه های نخبه از دانشگاه ها را بورسیه کنم، آن هم نه از یک دانشگاه، از کل دانشگاه های سراسر کشور و اگر یکی، دو سال اینجا بودم، آنها را برای آینده تاپیکو آموزش دهم؛ تاپیکو برای آینده اش مدیر ندارد، باید برای جوانان برنامه داشت.

آینده تاپیکو مهم است، من باید نیرو بسازم و آینده سازی کنم، همچنین باید بتوانم کیفیت هیئت مدیره شرکت ها را افزایش دهم و در نهایت در مرحله اول، ایمنی وضع موجود را تثبیت کنم. ما در پتروشیمی آبادان برای ۶۰ هزار تن تولید، هزارو ۴۸۰ نفر پرسنل داریم.  باید بهره وری آنان را افزایش دهیم. بالابردن بهره وری از سه راه امکا نپذیر است؛ یک اینکه ایمنی را افزایش دهیم، دو آنکه کیفیت را بالا ببریم و سه اینکه برای نیروهای مازاد با اجرای پروژه های اقتصادی و منطقی، شغل ایجاد کنیم. چون این سه مورد به نظر من تأمین کننده همه چیز است. اما برمی گردیم به موضوع صنایع پایین دستی که شما اشاره کردید و گفتید به آن توجه نشده است. درباره صنایع پایین دستی سرمایه گذاری صنایع » ما هلدینگی داریم به نام شرکت این شرکت دقیقا برای رسیدن به همین مهم تشکیل « پتروشیمی شد. در صنایع پایین دستی ما دستما ل کاغذی حریر و لطیف داریم تا بنزین پالایشگاه ستاره خلیج فارس و کاغذ کارخانه چوکا در شمال که اینها را به شرایط تثبیت رسانده ایم.

در مسئله صنایع پایین دستی، صنایع میان دستی هم وجود دارد که این نکته را خیلی ها نمی دانند؛ می گویند چرا پتروشیمی به جای توسعه صنایع پایی ندست، صنایع بالادستی را توسعه داده است؟ اما نکته اینجاست که اگر ما برای صنایع پایی ندستی خوراک درست نکنیم، این صنایع نمی توانند رشد کنند. ابتدا باید صنایع بالادستی را پیش برد، سپس صنایع میان دستی. در این حالت خوراک لازم برای صنایع پایین دستی تهیه م یشود.

 

آیا تاپیکو در این زمینه سرمایه گذاری مستقیم می کند؟

بله، به محض اینکه منابع مالی درخورتوجهی داشته باشیم و فرایند فاینانس هم به روی ما باز شود؛ واقعیت این است که برای این کارها ما به منابع مالی نیاز داریم و در این زمینه از دو نظر تحت فشار هستیم: اول اینکه سه پروژه نیمه تمام بزرگ داریم، یکی ستاره خلیج فارس که یکی از عظیمترین پالایشگا ههای دنیاست؛ دومی پروژه متانول مرجان و سومی پروژه پتروالفین ایلام. اینها تأثیر زیادی روی تاپیکو گذاشته است. مسئله دوم هم بحث تأمین منابع مالی برای حقوق و مزایای هرماهه مستمری بگیران تأمین اجتماعی است که حجم زیادی از منابع مالی تاپیکو را درگیر می کند.

 

 

شما چالش های اقتصاد مقاومتی را چه می دانید؟

پتروشیمی و حمایت از تولید داخل و شرکت های دانش بنیان در این مسیر چالش های مهمی دارند. از دیدگاه جناب عالی چالشهای پیرامون اجرای اقتصاد مقاومتی چیست؟

این موضوع تعارف بردار نیست که با دو منحنی، کار را تمام کرد یا دو پروژه نیمه تمام را تمام کنیم و بگوییم اقتصاد مقاومتی را انجام دادیم. بدیهی است که آن پروژه های نیمه تمام، تمام خواهد شد و روند خودشان را طی می کنند. من برم یگردم به همان حرف اولم؛ ما باید دنبال این ذهنیت و این تفکر باشیم که هرچه می توانیم تولید را بالا ببریم و صادرات مواد خام را به حداقل برسانیم. چالش اصلی به نظرم نوع تفکر است. این باور که معنی اقتصاد مقاومتی این است که باید نیروهای متناسب با هر فرایندی در جایگاه خودشان قرار بگیرند. دیگر زمان آن است که ما این را درک کنیم که این همه فارغ التحصیل و این همه جوا نهای نخبه داریم و اینها را باید کجا به کار ببریم؟ در درجه اول باید نیروسازی کنیم، چرا من گفتم شرطی که برای تاپیکو گذاشتم این بود که اجازه بدهید فعلا ۳۰ نخبه در مرحله نخست از دانشگاه ها بگیرم و بیاورم و آموزش بدهم برای آینده؟ چون اصل قضیه امروز نیروی انسانی و ایجاد اشتغال و از طرفی ارزش افزوده و تولید است.

 

چگونه می توان این باور را ایجاد کرد؟ به هر حال نگاه در کشور ما به سمت خارج است؛ چه در خریدهای خارجی، چه در بحث اعتماد به خارجی ها، چه پایین بودن ریسک مدیران و... همه هم می دانیم بخش نامه حمایت از تولید داخل در واقعیت آنچنان که باید، عملی نشده است.

این باور به نوع مدیران بستگی دارد؛ یعنی آد مهایی باید باشند که عاشق مملکتشان، نظامشان و عاشق انقلابشان باشند. الان مشکلی که در جامعه می بینم، کمبود انگیزه است؛ این چالش بزرگ کار است، این باورکردن مسئله اقتصاد مقاومتی است. اولا باید از چالش های سیاسی بیرون بیاید. یعنی اینکه کسی فکر کند و به دلیل اعتقاداتش بهتر اقتصاد مقاومتی را درک می کند، ولی دیگری درک نمی کند؛ این اقتصاد است، این از جنس اقتصاد است، نامش اقتصاد مقاومتی است، این چالش جناح بازی سیاسی یکی از مشکلات است و باید همه فکر کنند که نظامشان را پیش ببرند. فعلا پرچم مملکت این است که ما باید جلو برویم و این انقلاب را هم باید حفظ کنیم. این اصل قضیه است؛ این باور را با تظاهر و با شعار نمیشود پیش برد.

اقتصاد مقاومتی به معنی پرهیز از خام فروشی است

 

محمدحسن پیوندی، مدیرعامل تاپیکو، بزرگ ترین بحران در شستا و تاپیکو را نبود مدیران مجرب برای سال های آتی آن می داند. به اعتقاد او، تاپیکو برای آینده اش مدیر ندارد؛ او معتقد است باید برای جوانان برنامه داشت. او درباره تعریف اقتصاد مقاومتی تأکید می کند که اقتصاد مقاومتی در یک کلمه خلاصه می شود و آن است. به این معنی که خام فروشی نکنیم»  جلوگیری از خام فروشی« و پتانسیل های کشور را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآوریم.

 

تقریبا می توان گفت از آنجا که اصلی ترین منبع درآمدی کشور از محل نفت و محصولات پتروشیمی است و با توجه به اشرافی که شما در حوزه پتروشیمی دارید، کمی درباره پتروشیمی و الزاماتش برای اقتصاد مقاومتی صحبت کنید.  برداشت و تحلیل شما از اقتصاد مقاومتی چیست؟

به نظر من تعریف اقتصاد مقاومتی بسیار ساده تر از آن است که درحا لحاضر در جامعه، افکار، رسانه ها، مجالس و حتی در کنفرانس ها ارائه م یشود. هیچ لزومی ندارد ما این موضوع را تا این حد پیچیده کنیم. اقتصاد مقاومتی به نظرم در یعنی ؛ »جلوگیری از خا مفروشی  : « یک عبارت خلاصه م یشود اینکه خام فروشی نکنیم و پتانسی لهای کشور را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآوریم. در این تعریف همه آن تعاریفی هم که مقام معظم رهبری به عنوان درون زا و برون گرا گفتند، نهفته است؛ چه در بخش نفت، چه در بخ شهای دیگر. زمانی که خام فروشی م یشود، ارز شافزوده در خارج از کشور ایجاد می شود، اشتغالش در آنجا می ماند و کالای آماده مصرف وارد کشور می شود. به علاوه باعث م یشود منابع کشور هم بعد از این بیشتر صرف تجارت شود تا صرف تولید. اصولا معتقدم خا مفروشی معادل است با تولید ب یکاری!

 

فاصله بین پیوند پتروشیمی با خام فروشی را تا چه حد  ارزیابی می کنید؟

برای پاسخ به این سؤال باید گفت در سخ تترین شرایط، صنعت پتروشیمی را توسعه دادیم. یک زمانی است که کشور شرایط بسیار عادی و نرمالی دارد، یعنی نه هشت سال جنگ به شما تحمیل شده است و نه تحریم های سنگین آ نوقت باید توقع رشد و توسعه را داشت، اما در ایران این دو عامل در تمامی ارکان بسیار تأثیرگذار بوده است. صنعت پتروشیمی نیز از این ماجرا در امان نبوده و به شدت تحت تأثیر این دو عامل قرار گرفته و ما را به سمت تولید بیشتر برده است. در دوران جنگ تحمیلی اکثریت منابع لازم برای توسعه صنعت پتروشیمی یا در خلیج فارس بوده است یا در خوزستان یا در نوار غربی؛ اینها همه زیر آتش مستقیم دشمن بوده است؛ بنابراین نمی شد در این صنعت

به توسعه دست یافت. اما مجموع این موارد باعث شد ما در صنعت پتروشیمی تا حدودی مستقل شویم و همچنین با ایجاد ارز شافزوده از خا مفروشی در این بخش پرهیز کنیم. با این تعابیر در واقع صنعت پتروشیمی مصداق کامل اقتصاد مقاومتی است.

 

میزان ارزش افزوده این صنعت چقدر است؟

ارزش افزوده در فرایندهای مختلف با هم متفاوت است؛ مثلا در تبدیل اِتان به اتیلن ارز شافزوده ۸۰ درصد هم م یتوانید داشته باشید، درباره گاز طبیعی همی نطور؛ زمانی که گاز طبیعی صادر شود، میزان صادرات شما در گاز طبیعی عدد بالایی نیست اما وقتی آن را به یک واحد متانول تبدیل کنید، ارزش افزوده زیادی خواهید داشت، اشتغالش در داخل کشور باقی می ماند و حجم زیادی ارز برای کشور دارد. در جریان تحریم سنگین، یکی از مواردی که عامل ثابت ارز بود، ارزهای پتروشیمی بود؛ همین الان هم تعیین کننده است؛ ما چه چیزی م یخواهیم از این بهتر؟!

به اصطلاح همین هنر تبدیل مس به طلاست.

 

 

یکی از انتقادات جدی به شستا و تاپیکو بی توجهی به صنایع پایین دست پتروشیمی است. نگاه حاکم در مورد شما تولید صرف و صادرات است. در این حالت به نظر نگاه اشتغال در تاپیکو کم رنگ است، این انتقادات را تأیید می کنید؟ و آیا برای صنایع پایین دستی هم برنامه دارید؟

من ماه سوم یا چهارم است که وارد تاپیکو شده ام و از همان ابتدا تاکنون مشغول برنامه ریزی برای همین اهدافی هستم که بیان کردید .صد درصد وارد این قضیه هم خواهیم شد ولی پیش از آن حجم زیادی کار هست که باید انجام بدهیم؛ الان در حال ساخت زیرساخت ها هستیم. وقتی به تاپیکو آمدم، گفتم باید به من اجازه بدهید ۳۰ تا ۳۵ نفر از بچه های نخبه از دانشگاه ها را بورسیه کنم، آن هم نه از یک دانشگاه، از کل دانشگاه های سراسر کشور و اگر یکی، دو سال اینجا بودم، آنها را برای آینده تاپیکو آموزش دهم؛ تاپیکو برای آینده اش مدیر ندارد، باید برای جوانان برنامه داشت.

آینده تاپیکو مهم است، من باید نیرو بسازم و آینده سازی کنم، همچنین باید بتوانم کیفیت هیئت مدیره شرکت ها را افزایش دهم و در نهایت در مرحله اول، ایمنی وضع موجود را تثبیت کنم. ما در پتروشیمی آبادان برای ۶۰ هزار تن تولید، هزارو ۴۸۰ نفر پرسنل داریم.  باید بهره وری آنان را افزایش دهیم. بالابردن بهره وری از سه راه امکا نپذیر است؛ یک اینکه ایمنی را افزایش دهیم، دو آنکه کیفیت را بالا ببریم و سه اینکه برای نیروهای مازاد با اجرای پروژه های اقتصادی و منطقی، شغل ایجاد کنیم. چون این سه مورد به نظر من تأمین کننده همه چیز است. اما برمی گردیم به موضوع صنایع پایین دستی که شما اشاره کردید و گفتید به آن توجه نشده است. درباره صنایع پایین دستی سرمایه گذاری صنایع » ما هلدینگی داریم به نام شرکت این شرکت دقیقا برای رسیدن به همین مهم تشکیل « پتروشیمی شد. در صنایع پایین دستی ما دستما ل کاغذی حریر و لطیف داریم تا بنزین پالایشگاه ستاره خلیج فارس و کاغذ کارخانه چوکا در شمال که اینها را به شرایط تثبیت رسانده ایم.

در مسئله صنایع پایین دستی، صنایع میان دستی هم وجود دارد که این نکته را خیلی ها نمی دانند؛ می گویند چرا پتروشیمی به جای توسعه صنایع پایی ندست، صنایع بالادستی را توسعه داده است؟ اما نکته اینجاست که اگر ما برای صنایع پایی ندستی خوراک درست نکنیم، این صنایع نمی توانند رشد کنند. ابتدا باید صنایع بالادستی را پیش برد، سپس صنایع میان دستی. در این حالت خوراک لازم برای صنایع پایین دستی تهیه م یشود.

 

 

آیا تاپیکو در این زمینه سرمایه گذاری مستقیم می کند؟

بله، به محض اینکه منابع مالی درخورتوجهی داشته باشیم و فرایند فاینانس هم به روی ما باز شود؛ واقعیت این است که برای این کارها ما به منابع مالی نیاز داریم و در این زمینه از دو نظر تحت فشار هستیم: اول اینکه سه پروژه نیمه تمام بزرگ داریم، یکی ستاره خلیج فارس که یکی از عظیمترین پالایشگا ههای دنیاست؛ دومی پروژه متانول مرجان و سومی پروژه پتروالفین ایلام. اینها تأثیر زیادی روی تاپیکو گذاشته است. مسئله دوم هم بحث تأمین منابع مالی برای حقوق و مزایای هرماهه مستمری بگیران تأمین اجتماعی است که حجم زیادی از منابع مالی تاپیکو را درگیر می کند.

 

شما چالش های اقتصاد مقاومتی را چه می دانید؟

پتروشیمی و حمایت از تولید داخل و شرکت های دانش بنیان در این مسیر چالش های مهمی دارند. از دیدگاه جناب عالی چالشهای پیرامون اجرای اقتصاد مقاومتی چیست؟

این موضوع تعارف بردار نیست که با دو منحنی، کار را تمام کرد یا دو پروژه نیمه تمام را تمام کنیم و بگوییم اقتصاد مقاومتی را انجام دادیم. بدیهی است که آن پروژه های نیمه تمام، تمام خواهد شد و روند خودشان را طی می کنند. من برم یگردم به همان حرف اولم؛ ما باید دنبال این ذهنیت و این تفکر باشیم که هرچه می توانیم تولید را بالا ببریم و صادرات مواد خام را به حداقل برسانیم. چالش اصلی به نظرم نوع تفکر است. این باور که معنی اقتصاد مقاومتی این است که باید نیروهای متناسب با هر فرایندی در جایگاه خودشان قرار بگیرند. دیگر زمان آن است که ما این را درک کنیم که این همه فارغ التحصیل و این همه جوا نهای نخبه داریم و اینها را باید کجا به کار ببریم؟ در درجه اول باید نیروسازی کنیم، چرا من گفتم شرطی که برای تاپیکو گذاشتم این بود که اجازه بدهید فعلا ۳۰ نخبه در مرحله نخست از دانشگاه ها بگیرم و بیاورم و آموزش بدهم برای آینده؟ چون اصل قضیه امروز نیروی انسانی و ایجاد اشتغال و از طرفی ارزش افزوده و تولید است.

 

چگونه می توان این باور را ایجاد کرد؟ به هر حال نگاه در کشور ما به سمت خارج است؛ چه در خریدهای خارجی، چه در بحث اعتماد به خارجی ها، چه پایین بودن ریسک مدیران و... همه هم می دانیم بخش نامه حمایت از تولید داخل در واقعیت آنچنان که باید، عملی نشده است.

این باور به نوع مدیران بستگی دارد؛ یعنی آد مهایی باید باشند که عاشق مملکتشان، نظامشان و عاشق انقلابشان باشند. الان مشکلی که در جامعه می بینم، کمبود انگیزه است؛ این چالش بزرگ کار است، این باورکردن مسئله اقتصاد مقاومتی است. اولا باید از چالش های سیاسی بیرون بیاید. یعنی اینکه کسی فکر کند و به دلیل اعتقاداتش بهتر اقتصاد مقاومتی را درک می کند، ولی دیگری درک نمی کند؛ این اقتصاد است، این از جنس اقتصاد است، نامش اقتصاد مقاومتی است، این چالش جناح بازی سیاسی یکی از مشکلات است و باید همه فکر کنند که نظامشان را پیش ببرند. فعلا پرچم مملکت این است که ما باید جلو برویم و این انقلاب را هم باید حفظ کنیم. این اصل قضیه است؛ این باور را با تظاهر و با شعار نمیشود پیش برد.

 




نظرسنجی

نقش وب سایت شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین در امر اطلاع رسانی را چگونه ارزیابی مینمایید؟

   : عالی
   : خوب
   : متوسط
   : ضعیف
خبرنامه

در صورت تمایل به دریافت آخرین اخبار شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین با ما همراه شوید.

newsletter

کلیه حقوق این مجموعه محفوظ و متعلق به شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین میباشد.
طراحی و پیاده سازی : آروین رسانه
login